اقدامات دشمن برای ترور فرماندهان در روزهای اخیر نه یک کنش تهاجمی بلکه واکنشی به پیروزیهای ایران در زمینههای مذکور و تلاش برای درآمدن از باتلاقی میباشد که ایران برایش آفریده است. جوان آنلاین: محمدصادق عبداللهی در کانال شخصی خود در پیامرسان بله نوشت:
با ترور اهداف ارزشمندی، چون دکتر علی لاریجانی و فرماندهان سپاه پاسداران حسی از ضعف و گلایه در میان برخی دوستداران ایران شکل گرفته است؛ شاکیاند که چرا توان حفاظت از این شخصیتهایمان را نداریم و یا اگر روز اول جنگ غافلگیریای پیش آمده، چرا پس از ۲۰ روز باز هم شاهد اتفاقات مشابهی میباشیم.
شاید این عزیزان فراموش میکنند که ما با چه دشمنی مواجه هستیم. دشمن ما یکی از ابرقدرتهای جهان است که ۱/۵ تریلیون دلار بودجه نظامی برای سال ۲۰۲۷ در نظر دارد درحالیکه کل بودجه نظامی ایران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۰ میلیارد دلار پیشبینی شده است! با این وجود، طبیعی است که دشمن چه در شناسایی و چه در عملیات از تجهیزات پیشرفتهای استفاده کند که ما توان مقابله با آنها را نداریم. برخی تحلیلگران نظامی دنیا گفتهاند که این جنگ از تکنولوژیکترین جنگهای جهان است که آمریکا و اسرائیل بسیاری از ادوات نظامیشان را برای نخستینبار آزمایش میکنند.
در این شرایط، توقع مقابله به مثل تنها همان حس ضعف و گلایه را در پی خواهد داشت. این اشتباهی در روایت جنگ است که صداوسیما و سایر رسانههای رسمی تلاش میکنند با نشان دادن ستونهای دود و مخابره شنیدن شدن صدای آژیر در سرزمینهای اشغالی، بخواهند به مخاطب حس برابری در جنگ القاء کنند.
در این جنگ هنر است که ما موشکهایمان از هفت لایه پدافندی رد میشود و به تلآویو و حیفا میرسد، اما نقطه قوت ایران و زمینی که در آن دست برتر را دارد، مدیریت تنگه هرمز و زدن ضربات متعدد به اقتصاد و زیرساختهایی از دشمن و متحدانشان است که منجر به دود شدن سالها سرمایهگذاری آنها در منطقه و بالا رفتن قیمت نفت، انرژی، کود، فلزات، محصولات کشاورزی و... خواهد بود.
در واقع اقدامات دشمن برای ترور فرماندهان در روزهای اخیر نه یک کنش تهاجمی بلکه واکنشی به پیروزیهای ایران در زمینههای مذکور و تلاش برای درآمدن از باتلاقی میباشد که ایران برایش آفریده است.
واقعبینانه آن است که امروز هر یک دلاری که روی قیمت نفت میرود، گویا چند هدف مهم اسرائیلی - آمریکایی مورد اصابت موفق قرار میگیرد. همچنین برای مثال حمله به مراکز و زیرساختهای گوگل، آمازون و مایکروسافت در منطقه هیچ کم از به درک واصل شدن چند ده شخصیت تراز اول آمریکایی-اسراییلی ندارد. آمریکا برای این سطح از نفوذ و ایجاد مراکز مختلف تجاری، فناوری، نظامی، سیاسی و علمی در خاورمیانه دههها دلار خرج کرده است و در آینده خواهیم دید که ترامپ در آمریکا بهعنوان رئیسجمهوری متهم خواهد شد که حضور، نفوذ و سرمایهگذاری آمریکاییها در خاورمیانه را با جنگی احمقانه بر باد داد.
اما چرا اهمیت این موارد درک نمیشود؟ چون رسانههای رسمی ادراک پیروزی در ذهن مخاطب را منحصراً در اصابت موشک به تلآویو شکل دادهاند و اسراییل نیز عامدانه با خبرسازی برای به درک واصل شدن نتانیاهو ذهن ایرانی را بهنوعی تشنه ساخته که جز با به واقعیت پیوستن این هدف سیرآب نمیشود.
لذا باید این اهداف را برای جامعه ملموس و معنادار کرد و نگذاشت رسانهها در زمین دیگری جنگ را روایت کنند. متأسفانه رسانههای رسمی و حتی سخنگوی جنگ نیز زمین رسانه را واکنشی تعریف کردهاند و کنشهای تهاجمی رزمندگان را در زمینه اقتصاد و زیرساختها به دقت تبیین نمیکنند. درحالیکه همین موفقیتهای ایران است که موجب شده رسانههای دنیا جنگ را تا اینجا مساوی تحلیل کنند و ترامپ از این نوع تحلیل شاکی باشد و آنها را «فیکنیوز» بخواند.